خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

554

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

هر قضيه‌اى كه جدلى ايراد مىكند يا ضرورى است يا غيرضرورى . قضيهء ضرورى قضيه‌اى است كه بناى حجت جدلى بر آن باشد . اما قضيهء غيرضرورى به خاطر چهار هدف در جدل ذكر مىشود : الف - استظهار در حجت ب - پنهان نمودن نتيجه ج - تفخيم سخن د - تكلف ايضاح استقرايى كه جدلى به كار مىبرد يا ضرورى بوده و يا صرفا استظهار است . استقراى ضرورى چنان است كه به آن ، خود مطلوب يا يكى از مقدماتش را اثبات نمايد . و استقراى استظهارى آن‌كه ، موضوع مقدمه‌اى كه تسليم آن مورد طلب سائل است ( هر چند مقدمه‌اى محمود بوده و در معرض تسليم باشد ) با ساير جزئيات ، در حكم مشاركت مىدهد تا آن مقدمه بهتر مورد پذيرش قرار گرفته و شهرتش ظاهرتر شود . مثلا اگر سائل بخواهد اين قضيه كه « عدل واجب است » مورد تسليم قرار گيرد ، مىگويد آيا انصاف ، عدل ، متابعت سنت و آن‌چه از اين قبيل از اسباب تمدن است ، واجب نيست ؟ تقسيمى كه جدلى به كار مىبرد در صورتى كه بناى سخن بر آن باشد ، واجب خواهد بود ، اما گاه ممكن است است صرفا اين تقسيم مقتضى زينت كلام باشد ، مانند آن‌كه كسى بخواهد شرف علمى را بيان كند و بگويد : شرف علم يا به شرف موضوع بوده يا به وثاقت و اطمينانى كه از برهان آن حاصل مىشود ، خواهد بود و يا به عام بودن منفعت آن است . و مقصود از اين سه قسم فقط يك امر است و جدلى مىتواند صرفا آن قسم را بيان كند ولى سخن خود را با اين تقسيم آرايش مىدهد . اكنون پس از بيان اين معنى بايد گفت : مقدمات استقرا و قسمت غيرضرورى از قبيل قسم اول بوده كه به جهت استظهار ايراد شده و در مقصود ، دخلى نداشته و حشو است . پنهان كردن نتيجه يا به اين‌گونه است كه مقدمات با زوايد آميخته و خلط شوند تا آن‌كه مقدمات نافع به غيرنافع ملتبس و مشتبه گردند و يا اين‌گونه است كه مقدمات به صورتى ذكر مىشوند كه نتوان به آسانى آن‌ها را در خاطر حفظ نمود . تفخيم سخن نيز يا با بسط كلام و ايراد مثال‌ها و شواهد گوناگون و تبديل عبارات و